|
کلید تنهایی من
|
شاپرک ها آسمان را دوست دارند
پرواز می کنند و هیچ نمی دانند
شاپرک ها پرچمی ندارند
شاید که هیچ وطنی ندارند
آن ها از اسارت نمی دانند
پرواز می کنند و هیچ نمیدانند
آسمانی دارند وبس
آنها از زندان و از غربت نمی دانند
از وطن و از خاک و از پرچم نمی دانند
شاپرک ها آزادٍ آزادند.
○○○
پنجره ای برای اولین بار
دلش را گشود
و آفتاب را بی پروا نگاره کرد
جاده بود و
آفتاب بود و
نگا ه هایی نا آشنا...
○○○
تمام شب در آن سکوت وهمناک
آنجا که ستاره ها بودند
آنجا که خورشید تصویری نداشت
یک نفر فریاد می زد و نفرین می کرد....
ستاره ها از آن بالا چشمک می زدند
جغدی در آن سوی جنگل هو هو می کرد
و باد شاخه های سیاه را می لرزاند.....
در چنین شب تیره و تار
زمین به بخت او لبخند میزد.
☺☺☺
زیبای من....!!!
زندگی چیزی نیست که همه می بینیم
زندگی آن است که تنها می بینیم
بعضی ها می گویند:
زندگی زیباست
و بعضی ها می گویند:
زندگی تلخ ست
نه نازنین زندگی چیزی نیست
جز نگاه های تو
اگر زیبا باشد
زندگی هم زیباست.....